این شعر چقدر آشناست 



هر وعده که دادند به ما باد هوا بود

هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود



چوپانی این گله به گرگان بسپردند

این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟





رندان به چپاول سر این سفره نشستند

اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!



خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند

هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .



گفتند چنینیم و چنانیم دریغا ...

اینها همه لالایی خواباندن ما بود !



ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند

یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود !!!!!!!.